اینترنت پرسرعت
اینترنت به طرز عجیب و غریبی سرعتش پایین نیومده .
آقایون من هم آدمم ها! من هم اینترنت دارم ها!!!
دِ سرعت رو بیارین پایین دیگه.
Add comment 2010/02/10
وبلاگ نویسی و اعتماد به نفس
الان که دارم فک می کنم، می بینم راست می گن . وبلاگ نویسی اعتماد به نفس می خواد.
اعتماد به نفسی که باعث میشه به دور از هر نوع ترسی از خونده شدن توسط هر کسی بنویسی و به خودت و حرفات اعتقاد کامل داشته باشی و هیچ نظر مخالفی تو رو زده نکنه.
من اعتماد به نفسم بالاست و به خاطر همین هم از وبلاگ نویسیم لذت می برم.
13 comments 2010/02/09
نشانه
از هر چیزی برای خودم نشونه ای می سازم و اون نشونه ها هیچ وقت چیزهای خوب تو زندگیم نیستن.
برای من این نشونه ها خبر از اتفاق های بد تو زندگیم میدن.
12 comments 2010/02/08
یه رئیس مهربون
با خودم عهد می بندم که هر وقت رئیس شدم، هیچ وقت موقع حرف زدن زیر دستم با خودم راه نرم.
8 comments 2010/02/07
امروز روز ِ آقایونه!لطفا خانوم ها برن خونه هاشون
به سبک قدیم برای ثبت نام امتحان کارشناسی ارشد دخترخالم رفتیم کافی نت.
به آقاهه گفتیم که خودمون نمی خوایم پشت سیستم بشینیم. لطفا شما کارمون رو انجام بدید. آقاهه هم چیزی نگفت و خودش کار رو انجام داد اما بعد از ما که چند تا خانوم اومدن تا کارشون رو خودشون انجام بدن و پشت سیستم بشینن آقا گفتن که نمی شه و امروز روز آقایونه.
متشکرم.
همین روزهاست که وقتی رفیتم تو خیابون برادران ارشاد گر تشریف بیارن و به ما، خانوم ها بگن لطفا برین خونه هاتون، امروز روز گردش آقایونه.:)
14 comments 2010/02/07
پیش به سوی فهم درونیات
خاله ای دارم که می گه تا زمانی که متوجه ی چگونگی راه افتادن ماشین از درون نشم ، نمی تونم رانندگی رو یاد بگیرم و راننده ی خوبی بشم.
من هم می گم تا زمانی که نفهمم چطور می شه ایمیل ها و اس ام اس ها رو کنترل کرد نمی تونم به این مسئله باور پیدا کنم که الان کسی داره ایمیلم یا اس ام اسم رو می خونه.
13 comments 2010/02/05
رامونا
نمی دونم تو نوشته های این بشر چی وجود داره که تا این حد من برای نوشته های جدیدش لحظه شماری می کنم و تا می آد و می نویسه جز اولین نفرهایی هستم که می رم و می خونمش. شاید هم اگه دروغ نگم روزی دو سه بار می رم به صفحش تا ببینم مطلب جدید گذاشته یا نه.
نمی دونم شاید از سادگی بیش از حد نوشته هاشه یا نه شاید از غر غر های جذب کنندشه یا نه شاید هم تا این حد با غرور نوشتنشه.
تو اوجه اینکه از زمین و زمان گلایه می کنه ، حقیقت دور و اطراف ما ها رو می کوبونه تو سرمون و می گه تو به چی دلخوشی؟و آدم ها رو از اینی که هستن افسرده تر می کنه .
یه مدت هم که هستش کامنت هاش بستس و دلم پوسید از اینکه نتونستم براش نظر بذارم.
11 comments 2010/02/04
شدیدا به سایت های مدل لباس احتیاج دارم .
پیشاپیش از همکاری تک تک خوانندگان خاموش و روشن تشکر می کنم.
7 comments 2010/02/03
فوتبال
راهنمایی که بودم فک می کردم هر کی فوتبال دوست نباشه خیلی آدم ِ بی کلاسیه.
واسه همین هم شدم فوتبال دوست و استقلالی . یادم می آد یه بار که استقلال از جوبیلو ایواتا ی ژاپن باخته بود براش گریه کردم.
اما الان حتی همت نمی کنم موقع پخش بازیشون پای تلویزیون بشینم و بازی ها رو نگاه کنم.
و حالا هم استقلال باخته و من عین خیالم نیست و می گم به من چه؟!
پیر شدیم دیگه مادر.
4 comments 2010/02/03
خمار
برای منی که کلا استعداد افسرده شدن رو دارم داشتن دانش آموزهایی که مشکلاتشون خیلی خیلی بزرگه و من هم از مشکلاتشون خبر دارم، حکم این رو داره که به یه کسی که اعتیاد داره مواد نرسه و خمار بمونه. با این تفاوت که به من مواد می رسه و افسرده می شم و به معتاده مواد نمی رسه و خمار میشه.
9 comments 2010/02/02




