Archive for اوت, 2009

بازی با کلمات

طبق بازی که در بعضی از وبلاگ ها در حال انجام شدنه ، من هم تصمیم گرفتم تو این بازی شرکت کنم.
حالا بازی از این قراره که برای هر کلمه ای که اینجا اومده، کلمه ای که به ذهنمون میاد رو بنویسیم.
حالا من هم انجامش میدم.
دریا: آبی
قهوه : تلخ
غرور: گاهی خوب،گاهی بد
دفتر مدیر: سراپا گوش
قرمه سبزی: پیاز
ریاضی: خواهرم
آهنگ : حرکات موزون
ماه رمضون: ربّنا
استخر: کلر
آبگوشت: لیمو عمانی تلخ
روزنامه: مسخره بازی
کودکی: عکس

2009/08/31 at 8:00 ب.ظ. 18 دیدگاه

مقایسه من و آقای لاریجانی

من خیلی توقعم بالاست.
این روزها که دارم جلسه های مجلس رو برای تایید وزرای کابینه ی دهم و همهمه ی نمایندگان و وزرا و نتونستن مدیریت کردن آقای لاریجانی رو تو به وجود آوردن سکوت برای مجلس می بینم با خودم می گم که اون لاریجانی و رییس مجلسه و اونوقت نمی تونه نماینده ها رو که سنی ازشون گذشته رو ساکت کنه و به آرامش برسونه، حالا منه پریناز که نصف سنه اون آقا سنمه و بعد هم سر و کارم با بچه های نیم وجبیه و نمی تونم ساکتشون کنم ناراحتم!!!

کلاهم رو بندازم هوا.

2009/08/31 at 7:34 ق.ظ. 13 دیدگاه

هواي آزادم آرزوست.

حجاب گرفتن و يا به عبارتي همون روسري گذاشتن و مانتو پوشيدن ، جز اركان وجودي ما شده. يعني حتي اگه موقعيتي هم بخواد برفرض مثال براي ما پيش بياد كه بخوايم بدون روسري به بيرون بريم، زمان رفتن به بيرون اين حس رو داريم كه كچل هستيم و يه چيزي رو كم داريم.
اين ها به كنار. اما اين دليل نميشه كه زماني كه موهاي زيباي هنرپيشه ها و خواننده ها رو تو فيلم ها مي بينم، حسرتشون رو نخورم و نگم به به و چه چه كه اون ها چه موهايي دارن و كاش مي شد من هم با كمي رسيدن به موهام همچين مويي پيدا كنم.
اما وقتي كه تلاشم رو ميكنم و ه نتيجه اي نمي گيرم با خودم به تفاهم مي رسم كه تا زماني كه حداقل ماهي يه بار باد رو لاي موهام حس نكنم نمي تونم همچون موهايي داشته باشم .

2009/08/29 at 6:28 ب.ظ. 15 دیدگاه

دیدی زری رو ؟! چقدر چاق شده بود!

خیلی دوست دارم بدونم، چی میشه که یکی خاله زنک میشه؟یعنی پیش خودش چی فک می کنه که تا این حد افکارش نزول پیدا می کنه؟

2009/08/27 at 5:35 ب.ظ. 17 دیدگاه

زنان به ظاهر خوشبخت.

شبكه ي استاني سيماي مركز گيلان ،شبكه ي باران، دم ِ افطار يه برنامه داره كه توش زوج هاي به اصطلاح خوشبخت رو مي آرن و جالب اينه كه بدونيم تو اين چند شب تموم زوج هاي خوشبختشون ،‌ خانوم هاشون ، خانوم هايي چادري بودند .
مرسي.مرسي به شهرمون كه هيچ كدوم از زوج هاش به جز همون يه عده ي خاص كه با چادرشون خوشبختيشون رو نشون ميدند خوشبخت نيستند.

2009/08/26 at 1:49 ب.ظ. 16 دیدگاه

به جمع ليسانسه هاي بيكار خوش آمدم .

كلا بگم كه امروز از صبح داريم ميريم دنبال كارهاي فارغ التحصيليم .

گفتم كه بگم از امروز يا چند روز ديگه من هم ميپيوندم به جمع ليسانسه هاي بيكاري كه تعدادشون بسي بسيار بسيار محدود و معدود مي باشد .
*********************************************************
بعدا نوشت مهم :
قابل توجه اون دسته از افرادي كه ميگن من شاغلم و بي كار نيستم بگم كه،‌ آيا شما به اينكه هفته اي 4 روز و اون هم نه به طور كامل بريد يه جايي براي درس دادن و بعد هم هر 3 ماه يه بار حقوق بگيريد و بعد هم نه بيمه باشيد و نه چيز ديگه ميگيد كار؟!
من كه نميگم.
اين كاري كه من انجام ميدم فقط براي سرگرميه.
در ضمن شاغل بودن براي خودش قوانين خاص خودش رو داره.از نظر قانونِ كل جهان به من ميگن بي كار.

2009/08/25 at 4:11 ق.ظ. 17 دیدگاه

استرس هاي يك معلم

هيچ وقت يادم نمي آد از طرف مامان و بابام به خاطر نمره ي كم گرفتنم دعوا شده باشم، هرچند كه كاملا يادمه سر درس خوندن و صد البته رياضي و هر چيزي كه مربوط به رياضي بود خونواده رو تو ياد گرفتن دق مي دادم. اگه مي خواستم از اول بخونم خوب بودما ولي مشكلم اين بود كه نمي خوندم و شب امتحان مثل خر تو گِل گير مي كردم.
حالا بگذريم. اين ها رو گفتم كه بگم يعني تحت هيچ شرايطي براي درس خوندن و نمره ي بالا آوردن تحت فشار نبودم اما نمي دونم چرا با تمام وجودم استرس دانش آموزهام رو در قبال نمره هاي بدشون و با خبر شدن خونواده از نمره هاشون رو درك مي كنم!
ديروز بود كه يكي از دانش آموزهام رو به دليل نمره ي 12.75 ش ، ازش خواستم اولياش بياد كه باهاش صحبت كنم. تمام مدت كلاس رو بعد از گفتن اين صحبت حواسم بهش بود!استرس و ناراحتي رو تو تمام اجزاي صورتش ميديدم . كلاس كه تموم شد اومد و باهام حرف زد. گفت Teacher خواهش ميكنم بذاريد اوليام نياد. اگه نمرم رو بفهمن خيلي دعوام مي كنن! هر چي بگيد انجام ميدم فقط نگيد اوليام بياد . من هم وقتي استرس تا اين حدش رو ديدم راضي شدم البته با شرط به اينكه امتحان فاينالش رو از سي نمره ، بيست و هشت بشه. اگرنه …
حالا با اين اوصاف نمي دونم كار درستي كردم يا نه؟!

2009/08/23 at 2:11 ب.ظ. 19 دیدگاه

نوشته‌های پیشین


من در توئیتر

  • انقده بدم می آد بگم گوجه سبز. 6 years ago
  • آلوچه می خوریم!:دی 6 years ago
  • بیکار که باشی خواب بهت غلبه می کنه. 6 years ago
  • زندگی چیست؟...خواب و خواب و خواب. 6 years ago
  • تا چند وقت دگه هر کی طرفدار رئیس جمهور محترم باشه ، باید یواشکی بگه. داره خطری می شه 6 years ago

لوگو ها

جمــع دختــرونه Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان