مبارزه با خواب

2010/05/25 at 4:09 ق.ظ. 15 دیدگاه

شبا که می رم خونه به هیچ وجه دوست ندارم بخوابم، چون اگه بخوابم زود صبح می شه و دوباره روز از نوس و روزی از نو!

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

مقایسه مهم بودن من!

15 دیدگاه

  • 1. عالیه  |  2010/05/25 در 4:55 ق.ظ.

    خوش به حالت دوست نداری بخوابی! چون وقتی دوست نداشته باشی بحوابی، می خوابی! یعنی خوابت می گیره! من بیچاره حتی ممکنه شب ، مثلا ساعت 12 هم برم تو رختخواب، اما تا ساعت 4 صبح خوابم نبره. الان تا ساعت حدودا 2 یا با کامپیوتر کار می کنم یا کتاب می خونم. واقعا دچار بیخوابی شدم. بعد از اون ور صبح ها یا گاهی اوقات عصرها زور می زنم کمبود خوابم رو جبران کنم. که اونم نمی شه. مخصوصا بعدازظهر اصلا نمی شه استراحت کرد. قید اونو که زدم!

    • 2. پری ناز  |  2010/05/25 در 6:03 ق.ظ.

      چرا؟! چرا انقده برنامه خوابت به هم خورده؟! مریض می شی ها خدای نکرده؟!…راستی لباس دوختی؟!

      • 3. alieh  |  2010/05/25 در 6:09 ب.ظ.

        هیچی بابا! من تقریبا همیشه برنامه ی خوابم به هم ریخته ی خدایی هست!! :دی اکثرشون فقط یه چرته!:دی
        تو احیانا نمی خواستی بیای خونه ی ما؟! یه زمانی، یه روزی، یه دوره ای، کی بود؟؟ فکر کنم خیلی وقت پیش بود گفتی!

      • 4. پری ناز  |  2010/05/26 در 2:46 ق.ظ.

        نه جان من! تو بگو! به نظرت من وقت دارم؟!:-؟؟

      • 5. alieh  |  2010/05/26 در 4:50 ب.ظ.

        بابا یه وقتی بذار کنار دیگه!! اوکی! به هر حال هر وقت تونستی، من در خدمتتم:)

  • 6. غزلک  |  2010/05/25 در 7:03 ق.ظ.

    یعنی اینقدر بده؟

  • 7. r.n  |  2010/05/25 در 7:53 ق.ظ.

    منم دقیقا این روزها همین حسو دارم..دلم نمیخواد بخوابم…چون از صبح شدن بیزارم

  • 8. ماهان  |  2010/05/25 در 8:30 ق.ظ.

    عزیزم خدارو شکر کن که سالمی و کار داری و میدونی که صبح یه جایی هست که قسمتی از مسیولیتهای اونجا به دوش تویه بذار یه چیزی برات بگم تا قدر موقعیت های خودمونو بدونیم همسایه ای دارم که هشت ماه پیش دچار سکته مغزی شده والان با بدن فلج و زخم بسترهای بسیار بد و زبان الکن وپوستی بر روی استخوان روی تخت خوابیده چند شب پیش که به دیدنش رفته بودم با زبان اشاره به ما فهموند که نمی خوام باز نشسته بشم میخوا م خوب بشم دوباره برم سر کار ومن خجالت کشیدم میدونی که منم تقاضای بازنشستگی داده بودم ولی فعلا مخالفت شده

    • 9. پری ناز  |  2010/05/25 در 10:58 ق.ظ.

      همون همسایتون خاله؟!:( بیچاره

  • 10. دختره  |  2010/05/25 در 10:04 ق.ظ.

    آخی گناه داری:(
    خسته نباشی:*

  • 11. ويلسون خان  |  2010/05/25 در 1:42 ب.ظ.

    من عضو توئیترم.کی بود میخواست فالو کنه؟!نه میخوام ببینم کی بود؟!!
    اکانت من Wilsonkhan

  • 12. علی  |  2010/05/25 در 4:21 ب.ظ.

    دقیقا من همین احساس رو دارم.

  • 13. اریانا  |  2010/05/25 در 4:31 ب.ظ.

    آآآآی یعنی انقدر سخته اینجوری. ولی من که عادت کردم. معمولا یک ساعت قبل از بیدار شدن رسمی توسط مامان خانوم خودم بیدارم. ساعت 5
    D:

  • 14. DEAD MAN  |  2010/05/26 در 10:22 ق.ظ.

    HaNN.. ?!

  • 15. HaMi  |  2010/05/30 در 2:50 ب.ظ.

    شبه قبل از حقوق گرفتن هم اینجوری هستی آیا ؟؟؟؟ :D:D:D


من در توئیتر

  • انقده بدم می آد بگم گوجه سبز. 6 years ago
  • آلوچه می خوریم!:دی 6 years ago
  • بیکار که باشی خواب بهت غلبه می کنه. 6 years ago
  • زندگی چیست؟...خواب و خواب و خواب. 6 years ago
  • تا چند وقت دگه هر کی طرفدار رئیس جمهور محترم باشه ، باید یواشکی بگه. داره خطری می شه 6 years ago

لوگو ها

جمــع دختــرونه Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: