سانسورچی

2010/01/31 at 6:06 ب.ظ. 5 دیدگاه

یه زمان بود که حتی آواز خوندن هم ممنوع بود و خوندن مساوی بود با مطرب بودن و این مطربی به معنای انجام یه کار خیلی بد بود. حالا هر چی هم می خواستی بخونی فرقی نمی کرد. عاشقانه، عارفانه. هر چیزی.
حالا نمی دونم چی شده و رو چه حسابیه که وقتی می خوان کتاب ها رو سانسور کنن به جای رقصیدن طرف ، می نویسن آواز خوندن و نمی دونم یه زمانی اگه بخوان دوباره آواز خوندن رو سانسور کنن به جاش چی میذارن؟

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

:D قربون صدقه

5 دیدگاه

  • 1. mahemoon  |  2010/02/01 در 4:10 ق.ظ.

    mizaran ninash nash 😀

  • 2. Lady HoDa  |  2010/02/01 در 5:42 ق.ظ.

    نوحه خواندن! :mrgreen:

  • 3. غزلک  |  2010/02/01 در 9:11 ق.ظ.

    یه بییییییییییب! میذارن به جاش

  • 4. HaMi  |  2010/02/02 در 3:17 ب.ظ.

    مطمئن باش اینا تو کلمه ساختن کم نمیارن… یه سری چرت و پرت میذارن کنار هم .. میشه کلمه :-w

    • 5. پری ناز  |  2010/02/02 در 5:31 ب.ظ.

      اوهوم


من در توئیتر

  • انقده بدم می آد بگم گوجه سبز. 6 years ago
  • آلوچه می خوریم!:دی 6 years ago
  • بیکار که باشی خواب بهت غلبه می کنه. 6 years ago
  • زندگی چیست؟...خواب و خواب و خواب. 6 years ago
  • تا چند وقت دگه هر کی طرفدار رئیس جمهور محترم باشه ، باید یواشکی بگه. داره خطری می شه 6 years ago

لوگو ها

جمــع دختــرونه Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: