من و حوضم

2010/01/03 at 6:43 ب.ظ. 16 دیدگاه

مطمئنم اگه تو این یه هفته می اومدم و می نوشتم یه جورایی سرم رو به باد می دادم.
تو این یه هفته ،روزای اولش خیلی خیلی افسرده بودم.
بیست و چهار ساعته تو اینترنت بودم. هر روز عکسای جدید، فیلمای جدید و مطلبای جدید می اومد و می دیدم و می خوندم و عصبی می شدم و بی نهایت دلم می خواست جیغ بزنم و مطمئنا اگه می اومدم و می نوشتم این جیغ ها رو سر این جا خالی می کردم و اون وقت مطمئنا مطالبم هم بیش از حد تند می شد و بعد این جا هم از بین می رفت و من می موندم و حوضم.
پس نتیجه می گیرم که ننوشتن خیلی خیلی بهتر از نوشتنم بود.
یه جورایی هم حس می کنم با این سکوت یه هفته ای تا حدی حرمت خون اون شهدا رو نگه داشتم، هر چند که …

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

عاشورا نود

16 دیدگاه

  • 1. تارا میرکا  |  2010/01/03 در 7:34 ب.ظ.

    چـــــه طور من نفهمیدم تو بازی کردیییییی
    بغض

    • 2. پری ناز  |  2010/01/03 در 7:39 ب.ظ.

      ای جانم . خوب اشکال نداره . لینک اون پست رو برات گذاشتم. الان دیدیش؟

  • 3. خانوم زیگزاگ  |  2010/01/03 در 7:46 ب.ظ.

    اگه فکر می‌کنی درست بوده پس حتمن درست بوده. بدون توضیح هم ما به تصمیمت احترام می‌ذاریم و عقیده‌ت رو قبول داریم دربست!

    • 4. پری ناز  |  2010/01/03 در 7:53 ب.ظ.

      مرسی دوست جونم.چاکریم

  • 5. غزلک  |  2010/01/03 در 8:04 ب.ظ.

    قبول دارم حرفاتو، واقعا این روزا هیچکی اعصاب درست و حسابی نداشت.

    • 6. پری ناز  |  2010/01/03 در 8:11 ب.ظ.

      آیکون لبخند از روی قدر شناسی!

  • 7. كاكتوس(غرغرو)  |  2010/01/03 در 8:07 ب.ظ.

    گرچه خيلي جات خالي بود اين يك هفته اما خب اگه به صلاح بوده…

    • 8. پری ناز  |  2010/01/03 در 8:11 ب.ظ.

      مرسی

  • 9. دختری به نام..خانومی..  |  2010/01/03 در 9:08 ب.ظ.

    اگر چیزی میگفتی شاید بد نبود..حتی اگر به قیمت خرد کردن شیشه های خانه ات بر سر آمریکا!!والا ما به شخصه در بست در خدمت جمع کردن شیشه شکسته ها بودیم دروغ چرا؟؟
    لینکمان را در لینکدونیت نمیبینیم چرا؟هان؟

    • 10. پری ناز  |  2010/01/04 در 8:21 ق.ظ.

      😀

  • 11. .:HoDa:.  |  2010/01/04 در 5:31 ق.ظ.

    اعصاب رو که هيچکس نداره… اما تو خودت نريز… :*

    • 12. پری ناز  |  2010/01/04 در 8:22 ق.ظ.

      چشم . :ایکس

  • 13. عالیه  |  2010/01/04 در 11:03 ق.ظ.

    آره گاهی آدم چیزایی می نویسه یا می گه که بعدش پشیمون می شه.
    ولی تو خوب کاری نکردی ننوشتی!! دیگه نبینم یه هفته ما رو چشم انتظار بذاریااا!!!!!!!! (عجب تهدیدی!!!:دی)

    • 14. پری ناز  |  2010/01/04 در 12:10 ب.ظ.

      بله. بله . تهدیدتون خیلی خیلی جدی بود !!!!:)):دی

  • 15. HaMi  |  2010/01/04 در 2:39 ب.ظ.

    همون بهتر که نیومدی وگرنه منم لو میدادی :D:D

  • 16. دختر نارنج و ترنج  |  2010/01/05 در 6:26 ب.ظ.

    می دونم چی می گی… سکوت بهترین راهه وقتی می دونی اگه حرف بزنی اونی رو می گی که باید بگی و بعد نتیجه ی جالبی هم نخواهی دید….


من در توئیتر

  • انقده بدم می آد بگم گوجه سبز. 6 years ago
  • آلوچه می خوریم!:دی 6 years ago
  • بیکار که باشی خواب بهت غلبه می کنه. 6 years ago
  • زندگی چیست؟...خواب و خواب و خواب. 6 years ago
  • تا چند وقت دگه هر کی طرفدار رئیس جمهور محترم باشه ، باید یواشکی بگه. داره خطری می شه 6 years ago

لوگو ها

جمــع دختــرونه Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: