گلاب پاش

2009/12/25 at 9:07 ق.ظ. 16 دیدگاه

هر سال تاسوعا و عاشورا که می شه یاد یه خاطره از بچگیام می افتم.
بچگی های ما رسم به این بود که رو دسته های عزاداری گلاب می پاشیدن و از اون جایی هم که به قول معروف تو هیچ زمینه ای از کسی نمی خواستم عقب بمونم به زور و ضرب از مامان این ها پول می گرفتم و می رفتم گلاب می خریدم و رو دسته ها گلاب می پاشیدم.
حالا این گلاب پاشیدن هم تقریبا واسه زمان هایی هستش که تقریبا هوا گرمه و دسته ها به آب و گلاب و این طور حرف ها نیاز دارن و اینطوری هم نبودش که تو اگه بخوای گلاب بپاشی همه ی گلاب رو ، رو یکی خالی کنی. می بایست قطره قطره رو یکی بپاشی.
حالا تصور کنید یه روز بارونیه و من هم نیم وجب قد دارم و گلاب هم دستمه و دسته های عزاداری هم دارن می آن و می رن و من هم دارم گلاب می پاشم رو اون بنده های خدا و گلاب هنوز به نصف هم نرسیده که یه پیرمردی رو تو دسته می بینم و نمی دونم چی می شه و با خودم چی فکر می کنم که اون گلاب رو با شدت هر چه تمام تر فشارش می دم و به سمت بالا نگهش می دارم وییییییییییژ می ریزم تو گوش پیر مرده.

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

دِنج خصوصیات منفی

16 دیدگاه

  • 1. یه نقطه‌ای  |  2009/12/25 در 11:19 ق.ظ.

    طفلک ! راستی یادش بخیر ما که بچه بودیم عاشورا تاسوعا تو روزای گرم تابستون بود .

    • 2. پری ناز  |  2009/12/25 در 1:05 ب.ظ.

      آره. آره.

  • 3. دخترحاجی  |  2009/12/25 در 11:27 ق.ظ.

    نمیدونی چقدر خندیدم.آخه یاد بچگی های خودم افتادم.
    بابا بزرگم خدا بیامرز رو که تو دسته میدیدم فکر میکردم مسئولیتم اینه که تمام گلابم رو باید بریزم روش.
    حالا فکرش رو بکن که بابابزرگ من حداقل 8 تا نوه ی همسن من داشت …

    طفلی هیچی هم نمیگفت … خدا بیامرزتش

    • 4. پری ناز  |  2009/12/25 در 1:04 ب.ظ.

      ای جانننننننننننننننم. آخی. خدا بیامرزتشون.

  • 5. mahemoon  |  2009/12/25 در 2:30 ب.ظ.

    این ویژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ ت منو کشته

    • 6. پری ناز  |  2009/12/25 در 2:56 ب.ظ.

      :))

  • 7. Hamed  |  2009/12/25 در 2:56 ب.ظ.

    از همون بچگی عرضه نداشتی …
    البته حرفای من که واست………………….

    • 8. پری ناز  |  2009/12/25 در 3:00 ب.ظ.

      😉

    • 9. عالیه  |  2009/12/25 در 5:12 ب.ظ.

      :)))

  • 10. دختر نارنج و ترنج  |  2009/12/25 در 3:02 ب.ظ.

    سلام پری ناز جون
    خوبی عزیزم؟
    چه شیطونکی بودی تو… احتمالا اون پیرمرد برات دوست داشتنی بوده خواستی بهش محبت کنی. درست نمی گم؟

    • 11. پری ناز  |  2009/12/25 در 3:07 ب.ظ.

      سلام.مرسی. شما خوبید؟ احتمالا اینطور بوده باشه.

  • 12. خانوم جیغ!  |  2009/12/25 در 4:05 ب.ظ.

    بالاخره باید دسته گلی هم به آب داد!!

  • 13. عالیه  |  2009/12/25 در 5:08 ب.ظ.

    :))))) چقدرررر باحاال بود!!

    الهی بمیرم! بعد پیرمرده چی کار کرد؟!! :)))

    • 14. پری ناز  |  2009/12/25 در 5:21 ب.ظ.

      نیدونم!!!یادم نیس!!!:))

  • 15. mahemoon  |  2009/12/25 در 5:59 ب.ظ.

    پری تونستی از فری گیت استفاده کنی

  • 16. mahemoon  |  2009/12/25 در 6:06 ب.ظ.

    بعضی وقتا اینجوری میشه قاطی می کنه با چه ایمیلی اومدی تو فیس فیس بگو ببینم میتونم اددت کنم


من در توئیتر

  • انقده بدم می آد بگم گوجه سبز. 6 years ago
  • آلوچه می خوریم!:دی 6 years ago
  • بیکار که باشی خواب بهت غلبه می کنه. 6 years ago
  • زندگی چیست؟...خواب و خواب و خواب. 6 years ago
  • تا چند وقت دگه هر کی طرفدار رئیس جمهور محترم باشه ، باید یواشکی بگه. داره خطری می شه 6 years ago

لوگو ها

جمــع دختــرونه Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: