خوب که چی؟

2009/12/11 at 6:02 ب.ظ. 15 دیدگاه

شدم عین آدمای افسرده. یه لحظه شادم و در حین همون شادی با خودم می گم، خوب که چی؟الان این خوشحالی من به کجا ختم میشه؟ آخرش چی؟ خوب این شادی هم تموم میشه و همه چی از نو عادی میشه.
دیروز یه کاپشن و شلوار آدیداس دیدم که خیلی خیلی خوشگل بود. یعنی تو همون لحظه بی نهایت روحم شاد شده بود ولی در عرض یه ربع همه ی اون ذوق فروکش کرد و با خودم گفتم ، گیرم که اون رو هم بخرم. بعد دو روز کهنه میشه و دلم رو می زنه که.بخرمش که چی بشه؟
بعد هم که دیگه اصلا از فکرش اومدم بیرون.
با خودم می گم دوباره برم کلاس نقاشی ، ولی همت این که پاشم و برم رو به هیچ وجه ندارم.با خودم می گم برم ورزش ولی هیچ کسی که باهام همراه باشه رو ندارم. و انگار که خودم پا ندارم و نمی تونم تنهایی برم.
خلاصه اینکه کلا یه جورایی غیر عادی شدم و حس می کنم شدم مثل این آدمای افسرده ی یه دقیقه شاد و ده دقیقه ناراحت .

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

روز ِ من جنایتکار

15 دیدگاه

  • 1. مژده  |  2009/12/11 در 7:03 ب.ظ.

    زودگذره خیالت راحت. این حالتهای » که چی؟» گفتن زیاد طول نمی کشه. نگران نباش :*

    • 2. پری ناز  |  2009/12/11 در 7:19 ب.ظ.

      😦

  • 3. كاكتوس(غرغرو)  |  2009/12/11 در 7:50 ب.ظ.

    انگار تمام حالات منو گفتي پريناز . منم همش تو اين (كه چيي؟)گير كردم.

    • 4. پری ناز  |  2009/12/11 در 7:59 ب.ظ.

      مثلا الان که چی وبلاگ می نویسم؟

  • 5. خانوم زیگزاگ  |  2009/12/11 در 7:53 ب.ظ.

    این نیز بگذرد! اما در مورد کلاس ورزش منم باهات هم عقیده م. کلن بعضی کلاسا رو انگار نمیشه تنهایی رفت…

    • 6. پری ناز  |  2009/12/11 در 8:00 ب.ظ.

      خدا کنه .

  • 7. دختر نارنج و ترنج  |  2009/12/11 در 8:01 ب.ظ.

    سلام عزیز دلم
    خوبی…
    به نظرم بهش فکر نکن اصلا.. هرچی بهش فکر کنی واقعا این احساس وجودت رو می گیره. باید بهش غلبه کنی..

    • 8. پری ناز  |  2009/12/11 در 8:09 ب.ظ.

      سلام . مرسی. شما خوبی؟
      خود فکره می آد سراغم. هر چقدر هم که نخوام بهش فکر کنم.

  • 9. نقش ونگار  |  2009/12/12 در 8:28 ق.ظ.

    سلام پری ناز خانم به به!
    کی گلاس نقاشی را گذاشتی کنار؟
    وقتی بپوشیش دوباره شاد می شی.
    مال زمستان و شاید بدنت.
    غذا هم نخور دوباره فایده نداره گرسنه میشی باید دندانهات را هم بشوری

    • 10. پری ناز  |  2009/12/12 در 9:41 ق.ظ.

      از تابستون نرفتم.

  • 11. سمبوسه خانم  |  2009/12/12 در 11:51 ق.ظ.

    پريناز جون
    تو دهات ما بهش ميگن آستانه افسردگي !!! خيلي مواظب باش
    به نظرم برو كاپشن شلوار آديداس رو بخر بعد هم برو باهاش ورزش . خوب خوب ميشي

    • 12. پری ناز  |  2009/12/12 در 5:25 ب.ظ.

      پیشنهاد خوبیه.

  • 13. hamed  |  2009/12/13 در 2:42 ب.ظ.

    خب واسه اینه که همه چی واست بی اهمیت شده … فکر میکنی زندگی همش تو این چیزا خلاصه میشه … در حالیکه زندگی یعنی همین … یعنی شادی و غم در کناره هم… فقط کاره ما اینه که بین این دو چیز یک تعادل بوجود بیاریم و بتونیم کفه ترازو رو به طرف شادی سنگین تر کنیم….

    • 14. پری ناز  |  2009/12/13 در 6:22 ب.ظ.

      می دونم ولی روشش برام نامعلومه

  • 15. عالیه  |  2009/12/19 در 10:17 ق.ظ.

    وای پریناز جون! منم این طوری شدم! ولی چاره اش رو پیدا کردم:دی این که کاری رو که می خوام بکنم و مطمئنا ضرر جانی و مالی زیادی در آینده نداره کلا نمی شینم به آینده فکر کنم چون وقتی مثلا موقع خرید اون کاپشن و شلوار به آینده فکر کنی هی فکر های مختلف میاد تو ذهنت و وسواسیت می کنه و نمی ذاره کاری رو که دوس داری انجام بدی.
    در مورد کلاس رفتن! راستش منم بعضی وقتا حوصله این که پاشم برم فلان کلاس رو ندارم. اما از یه لحاظ راحت شدم: قبلنا همه اش باید یکی حداقل همراهم می بود تا برم این ور و اون ور. اما الان نیازی ندارم که واسه انجام خیلی کارها همراه داشته باشم. مستقل شدم:دی :))


من در توئیتر

  • انقده بدم می آد بگم گوجه سبز. 6 years ago
  • آلوچه می خوریم!:دی 6 years ago
  • بیکار که باشی خواب بهت غلبه می کنه. 6 years ago
  • زندگی چیست؟...خواب و خواب و خواب. 6 years ago
  • تا چند وقت دگه هر کی طرفدار رئیس جمهور محترم باشه ، باید یواشکی بگه. داره خطری می شه 6 years ago

لوگو ها

جمــع دختــرونه Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: