محدودیت یا آزادی؟

2009/11/01 at 10:46 ق.ظ. 31 دیدگاه

تو جامعه ای که محدودیت های زیاد، از جمله محدودیت تو رابطه بین جنس های مختلف وجود داره، معمولا اینطوره که دختر و پسر بیشتر به سمت هم کشیده می شن و معمولا بحث که پیش می آد می گن محدودیت بچه ها رو حریص تر به مسائل می کنه. و این مسئله باعث آسیب های روحی و روانی زیادی نسبت به بچه ها می شه.
این درست و این به کنار.
حالا یه جامعه ی غربی رو تصور کنیم. جامعه ای که روابط آزاد و بدون هیچ مانعی بین دختر و پسرش وجود داره.آزادانه با هم رابطه برقرار می کنن . ترس از افشا شدن رابطشون و به چشم یه موجود شر و شیطون و به قول معروف بی بندو بار نگاه کردن ندارن.
ولی باز هم میشه به وفور شاهد ناراحتی های روحی و به فساد کشیده شدنشون و هزار و یک چیزه دیگه شد.
به نظر شما مشکل از کجاست؟ آزادی زیاد یا محدودیت زیاد؟…تعادل رو چطور می شه به وجود آورد؟

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

وای به حال … جسیکا آلبا

31 دیدگاه

  • 1. .:HoDa:.  |  2009/11/01 در 11:32 ق.ظ.

    دادن آزادي با جامعه است
    اما ايجاد تعادل يه مسئله و يه توانايي شخصيه و اگر خودت عرضه اش رو نداشته باشي، توي جامعه مريخي ها هم بري باز به مشکل برميخوري

    • 2. پری ناز  |  2009/11/01 در 2:14 ب.ظ.

      تعادل. من مشکلم با همین تعادله. واقعا نمی دونم این تعادل چیه؟ معنیش چیه؟ برای یه بچه ی 14 ، 15 ساله چه چیزی تعادل محسوب میشه.

      • 3. .:HoDa:.  |  2009/11/02 در 7:28 ق.ظ.

        تعادل ایجاد کردن، کار شعوره پری ناز جون!
        یعنی من نوعی، عقلم برسه که تا اینجا جلو برم هم تفریح کردم، هم ضرری ندیدم
        اما از این نقطه به بعد ممکنه اتفاق ناخوشایندی برام بیفته…

        اینجور مواقع استفاده از تجربه بزرگترا هم می تونه خیلی راهگشا باشه.. اگر بزرگتری باشه که بشه باهاش صحبت کرد..

      • 4. پری ناز  |  2009/11/02 در 7:46 ق.ظ.

        یه بچه ی نوجووون شعورش در اون حدی هستش که بتونه خوب و بد رو از هم تشخیص بده؟…مسلمه در حد خیلی زیادی نیستش و بعد هم اینکه یه نوجووون از مادر و پدرش می ترسه. ممکنه خیلی از مادر و پدر ها روشنفکر باشن و با بچشون دوست باشن، ولی خیلی های دیگه حتی جرات صحبت با والدینشون رو هم ندارن.

  • 5. دختر حاجی  |  2009/11/01 در 12:17 ب.ظ.

    مهم نوع تربیت و نوع نگاه فرد به این مسائله !
    مهم اینه که جایگاه و حد و حدود و خط قرمزها براش مشخص باشه و با روشهای درست به این اعتقاد رسیده باشه …

  • 6. عالیه  |  2009/11/01 در 12:32 ب.ظ.

    در مورد مسائل جنسی و دوره ی شکل گیری شونه و این که در جوامع باز وبسته به کجا می انجامد؟؟

    نوجوونی دوره ی سردرگمی آدمه.
    مسائل جنسی همیشه جذابیت داشته و دارند و خواهند داشت، چه در یک جامعه ی بسته و چه در یک جامعه ی باز. تو یه «جامعه ی بسته با فرهنگ مذهبی» به مسائل جنسی که نشان گر سلامت فرده، به صورت یک گناه عظیم نگاه می کنن و تنها در صورت ازدواج می گن حلاله و حالا بیا و درستش کن که یه نوجوون 14 ساله که شدیدا مشتاق این چیزاست تو سن اش، بره ازدواج کنه!!:)) یه نوجوون رو در نظر بگیر با محدودیت های زیاد هم مستقیم و شفاها از طرف جامعه و هم از طرف ترسی که در او شکل گرفته، و نیاز جنسی اش ، حتی نیاز عشقی اش (منظورم بدون س.ک.سه) . خب این بچه واسش عقده می شه. خیلی از مردم در جامعه ی بسته ی مذهبی از نظر جنسی سالم نیستن. تنها چیزی که مسلمه اینه که مشکل شون پنهانه و بنابراین افراد جامعه گمان می کنن جوامع باز بیماران جنسی بیشتری داره!
    تو یه جامعه ی آزاد هم نوجوون اشتیاقش برای مسائل جنسی زیاده. ذاتا یه شری هست تو این چیزا که نوجوونی که طبیعتا دوست داره ریسک کنه و سمت شر بره، تا حدودی هم آزادی داره می ره سمتش. تا حدودی گفتم، چون از نظر خانوادگی اون جا هم محدودیت می ذارن البته نه به اندااااازه ی جامعه ی بسته ی مذهبی. خیلی از پدر و مادرها اجازه نمی دن بچه شون قبل از یه سنی یه کاری بکنه!

    اما… مشکلات روحی گفتی؟ مشکلات روحی جوامع فقط ناشی از مسائل جنسی و آزاد گذاشتن و محدود کردن شون نیست. فرد می تونه مشکل خونوادگی داشته باشه، می تونه با پد و مادرش، خواهر و برادرش مشکل داشته باشه و چون نوجوونه، این مسئله باعث آزارش می شه. می تونه از ظاهرش ناراضی باشه. یا هر درد و مرض دیگه ای:دی این آدم با وجود این که ممکنه از لحاظ جنسی محدودیت نداشته باشه، اما از نظر روحی ناراحته. حالا تو یه جامعه ی بسته این مشکل دوبرابر هم می شه! چون از لحاظ جنسی هم فرد مشکل داره! حتی نمی تونه با خیال راحت با دوست دختر یا دوست پسرش بره بیرون!
    اما فساد…تا منظورت از فساد چی باشه؟ راستش تو یه جامعه ی بسته ی مذهبی فساد پنهان وجود داره که خیلی بدتر از کلاب همجنس بازهاست:مزیتی که داره اینه که هر کس به میل و علاقه ی خودش اون کارهایی رو می کنه که ما می گیم فساد، و ته ش بدبخت هم نمی شه!! منظورم اینه که آبروش نمی ره!!

    • 7. پری ناز  |  2009/11/01 در 2:16 ب.ظ.

      چیزی که خودم به عنوان فساد قبول دارم برام مد نظر نیست. برام دید جامعه مهمه. دیدی که مثلا نسبت به یه دختر بچه ی 14 یا 15 ساله دارن که با یه پسری دوسته!

  • 8. كاكتوس  |  2009/11/01 در 12:47 ب.ظ.

    در اين كه محدوديت باعث حريص تر شدن ميشه شكي نيست . ولي به نظرم ياد دادن معني آزادي مهم تر از دادن ازادي بي قيد و شرط ِ . قبل از هر چيز بايد ياد گرفت آزادي چه معني ميده و چرا بايد آزاد بود و اينكه خانواده به فرد ياد بده تا ارزش واقعي خودش رو بدونه خودش رو بشناسه تا خودش رو لايق هر كس و ناكس نبينه حقوق خودش و ديگران رو همه جور ي بدونه و ياد بگيره به دنبال احقاقش باشه .اگر اينها رو به درستي ياد دادن مطمئن باش فساد به حداقل ممكن ميرسه

    • 9. پری ناز  |  2009/11/01 در 2:18 ب.ظ.

      دقیقا! ولی از نظر تو آزادی به چی می گن. برای یه دختر بچه یا پسر بچه ی 15 ساله آزادی رو تو چی معنی می کنی؟

  • 10. ماه مون  |  2009/11/01 در 2:02 ب.ظ.

    افراط و تفریط همیشه دردسر ساز بوده.
    من نه شوری شور رو دوست ندارم نه بی نمک بی نمک
    همه چیز در حد تعادل خوبه

    • 11. پری ناز  |  2009/11/01 در 2:18 ب.ظ.

      و اما اون تعادل چیه؟

  • 12. دختره  |  2009/11/01 در 2:05 ب.ظ.

    به نظر من زمان قبل انقلاب خودمون بهتر بود نه محدود بودن نه بی بندوبار. انقدر هم خیانت و جدایی نبود. من اون زمونا نبودما! مامانم میگه:D

    • 13. پری ناز  |  2009/11/01 در 2:19 ب.ظ.

      این که هست و دقیقا همح درسته ولی به نظرت اون زمان باع این زمان فرق نکرده؟ دید جامعه نسبت به مسائل عوض نشده؟

  • 14. كاكتوس  |  2009/11/01 در 2:51 ب.ظ.

    براي يك نوجوون 15 ساله خيلي چيزها هست كه بايد مد نظر گرفت و از قبل روي اموزشش كار كرد .براي اون اول از همه بايد به ياد داد كه تو مختاري و ميتوني تصميم گيري كني بايد بهش ياد داد كه خطاهاش رو مثل پاك كن پاك نميكني و اون خودشه كه بايد پاش وايسه .بايد بهش يا داد كه تو آزادي بر طبق سن و سالت راه زندگيت رو تعيين كني . يعني به دخترت بفهموني كه آزادي به اين معني نيست كه لباساي ِ مخصوص 10 يا 20 سال بزرگتر از خودت رو تنت كني و آرايش مخصوص زن هاي ازدواج كرده رو بكني . چيزي كه فكر كنم خيلي ها اين رو به بچه شون ياد نميدن .انقدر با بچه راحت باشي و مسائل رو براش باز كني كه همه چي براش تابو نباشه تا براي كشف اون چيزايي كه تو از روي حجب و حيا يادش ندادي نره دنبال بدترين راه ِ كشفش . تو اين سن نوجوون شيطنت هي خاص ِ خودش ررو داره دوست داره جنس مخالف بهش توجه كنه بهش ياد اوري كنه كه قشنگي يا خوشتيپي يا… حالا اگه اون هيچ اگاهي نسبت به اطرافش نسبت به جنس مخالفش نداشته باشه يهو ميفته توي يك راهي كه هيچي ازش نميدونه و فكر ميكنه كه هر كي هر راهي رو رفت اونم بايد بره تو همون راه .اطلاعاتش رو از كسايي ميگيره كه هيچي بيشتر از خودش نميدونن . حالا مادر و پدر به جاي اينكه تمام مدت به اون بگن بده نكن جيزه با كسي ببينمت سرت رو سينه ته و اين حرفها اگه بيان به اون ياد بدن بابا جنس مخالفت لولو خور خوره نيست اونم مثل تو ادممه فقط يك تفاوتهاي جزيي روحي و جسمي داره كه تو بايد بدوني و با دونستن اون خصوصيات متفاوت اگه ميخواي شيطنتي كني يا رابطه اي داشته باشي داشته باش . مسلما ئختري كه آخرين بر خوردش با يك پسر هم بازيه 6 ساله گيشه و پسري كه همين شرايط رو داره تو اين سن از هول حليم فوري ميفته تو ديگ . خانواده هم يا نميفهمن يا بفهمن بد برخورد ميكنن يا روشنفكر بازي در ميارن همه چي رو بدون شناخت ميسپارن دست يك كسي كه هيچي نميدونه .

    • 15. پری ناز  |  2009/11/02 در 6:25 ق.ظ.

      کاملا با حرفات موافقم.

  • 16. مهدی نامور  |  2009/11/01 در 3:58 ب.ظ.

    تعادل از گذشته تاکنون نبوده و نخواهد بود زیرا همیشه هنجارشکن ها هستند…

  • 17. مـــژده  |  2009/11/01 در 4:34 ب.ظ.

    تنها چیزی که موجب این جور رفتار ها میشه به نظر من خانوادس ! سر منشا بیشتر کمبود و کاستی و .. هارو میشه تو خانواده جست و جو کرد !
    شاید تو ایران یکی از علت های اینجور مسائل محدودیت زیاد از حد باشه ! ولی واقعاً اونهایی که تو کشور های آزاد تری هستن چرا دچار یه همچین مشکلاتی هستند !؟!

  • 18. کوثر  |  2009/11/01 در 5:05 ب.ظ.

    والا من خیلی تاحالا فکر کردم!اما مخم به جایی قد نداده!
    می شه به منم سر بزنید…

  • 19. خانوم زیگزاگ  |  2009/11/01 در 6:07 ب.ظ.

    تعادل رو شاید فقط 20 درصد بتونیم من و تو به عنوان «والدین» یه بچه اونم موقع تربیتش به وجود بیاریم. 80 درصد بقیه ش برمیگرده به شخصیت و طرز فکر و عقاید خود بچه یا فرد مورد نظر.
    خیلی ها هستند که با وجود محدودیت های همین جامعه ی خودمون و محدودیت های پدر و مادرشون بی بند و بار تر از یه بچه ی غربی بار میان و خیلی ها هم هستند که توی همون غرب با همه ی آزادی هاش حد و حدود خودشون رو میدونن.
    این موضوع درصد زیادیش وابسته به شخصیت فرده

    دو تا برادر رو با پول تو جیبی کم بزرگ میکنی. یکی شون مقتصد میشه و اون یکی زیادی خسیس ( یا زیادی ولخرج) میشه.
    پول کم به یکی شون راه زندگی رو یاد میده و دیگری رو عقده یی بار میاره! این نه به فرهنگ برمیگرده نه به خانواده. نقش خود شخص اینجا از همه پررنگ تره.

    • 20. پری ناز  |  2009/11/02 در 6:27 ق.ظ.

      شخصیت فرد از کجا شکل می گیره؟ از خونواده؟ جامعه ، دوستان؟ چه کسی؟

      • 21. خانوم زیگزاگ  |  2009/11/02 در 4:26 ب.ظ.

        تمام این آیتم هایی که نام بردی و خیلی آیتم های دیگه که از نظر ما تاثیری نباید داشته باشه رو فرد اما داره. هیچ وقت نمیتونیم بگیم یکی از آیتم های نامبرده فقط به تنهایی شخصیت فرد رو شکل میده. حتی یه دیدن یه صحنه توی زندگی فرد میتونه تو شخصیتش تاثیر گذار باشه.

      • 22. پری ناز  |  2009/11/02 در 7:37 ب.ظ.

        درسته ولی چه کار باید کرد که اگه مثلا یه بچه ای یه الگوی رفتاری بد رو که از نظر عرف جامعه غیر قابل قبوله رو ازش الگو برداری کرد، ما مانعش بشیم؟

  • 23. غزلک  |  2009/11/01 در 7:10 ب.ظ.

    خیلی سخته بگی تعادل رو چطور میشه بوجود آورد همیشه اگه همه جا تعادل وجود داشت که الان مشکلی نداشتیم.
    ولی به نظرم هر چقدر جامعه بسته تر باشه فساد بیشتره نسبت به جوامع آزاد این رو هم نباید فراموش کرد توی جوامع آزاد درباره همه چی قانون وجود داره و سو، استفاده ها کمتر میشه.

    • 24. پری ناز  |  2009/11/02 در 6:28 ق.ظ.

      برای جامعه ی ما همح برای هر چیزی قانون وجود داره! دختر با پسر گرفته بشه، شلاق! دختر با پسر رابطه داشته باشه سنگسار! پسر با دختر رابطه داشته باشه ؟! چی؟

  • 25. مژده  |  2009/11/01 در 9:12 ب.ظ.

    مشکل از خود ما آدماست. با محدودیت هیچی درست نمیشه. مساله اراده ست و عقل! اگه به عقلمون رجوع کنیم هیچ وقت کاریو نمی کنیم که به ضررمون باشه و تعادل رو رعایت می کنیم. حالا چه تو یه جامعه ی کاملا آزاد باشیم چه محدود. تو همون جامعه های آزاد هم کم نیستن آدمای موفقی که تونستن همه چی رو متعادل در کنار هم داشته باشن.

    • 26. پری ناز  |  2009/11/02 در 6:29 ق.ظ.

      منکرش نیستم! ولی مشکل من اینه که جطور میشه تعادل رو به یه شخصی تفهیم کرد. به یه بچه ی 14 ، 15 ساله؟

  • 27. فرزانه  |  2009/11/02 در 6:36 ق.ظ.

    سلام عزیزم
    توی وبلاگ زیگزاگ کامنتت رو دیدم که گفته بودی کاتالوگ اوریف لیم می خوای اگه کاتالوگ می خوای بم ایمیل بزن farzanehgam@gmail.com

  • 28. نقش ونگار  |  2009/11/02 در 1:53 ب.ظ.

    سلام پری ناز
    بچه های ما خیلی باهوش تر هستند. ولی از آنجایی که قراره جهان سوم باقی بمونیمآنقدر سنگهای بزرگ سر راهشان قرار می دهندکه .و سرشان را به مسایل پیش پا افتاده که سالهاست در دنیا حل شده گرم می کنند که نتوانند تکان بخورند

  • 29. حامد  |  2009/11/05 در 5:33 ب.ظ.

    هر چیزی که تا حد تعادلش وجود داشته باشه خوب و بدون مشکله !

    اگه از این حد بیشتر یا کمتر بشه مشکل بوجود میاره… وای ن حد تو هیچ جامعه ای کامل نیست…. تو ایران محدودیت زیاد و تو امریکا آزادی زیاد !

    • 30. پری ناز  |  2009/11/05 در 5:41 ب.ظ.

      موافقم. ولی اون حد تعادلش برام مهمه

  • 31. دختر نارنج و ترنج  |  2009/11/06 در 1:41 ب.ظ.

    راستش این همیشه برای خودم هم یه سوال بوده.. اما به نظر من جامعه فقط یه جنبه از تربیته.خب ممکنه که مشکلات آدم از خانواده هم سرچشمه بگیره… از طرف دیگه آزادی هم حد و منطقی داره. اینو نباید فراموش کرد…
    به هرشکل به نظر من هر جامعه ای یه نقصی داره.. بهترین کشور دنیا هم بالاخره یه ایرادهایی داره.


من در توئیتر

  • انقده بدم می آد بگم گوجه سبز. 6 years ago
  • آلوچه می خوریم!:دی 6 years ago
  • بیکار که باشی خواب بهت غلبه می کنه. 6 years ago
  • زندگی چیست؟...خواب و خواب و خواب. 6 years ago
  • تا چند وقت دگه هر کی طرفدار رئیس جمهور محترم باشه ، باید یواشکی بگه. داره خطری می شه 6 years ago

لوگو ها

جمــع دختــرونه Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: