ضايع مي شويم، آن هم با شكسته شدنه دلمان!

2009/09/14 at 6:52 ب.ظ. 10 دیدگاه

با زحمت و مشقت فراوان از ساعت 4:30 تا 8:30 نشستم تو آموزشگاه و تمام ورقه ها رو تصحيح كردم و همراه با نمره ي شفاهي و ميان ترم و كاركرد كلاس و حضور در كلاسشون وارد ليست نمرات كردم و همه رو با هم جمع كردم،‌تا اون وقت حقوقم رو كه هر ترم بعد از دادن تمام نمره ها ميدن بهم رو بدن ، كه ديدم بعد از دادن ليست نمرات خانوم ِ منشيمون ميگه خانوم ِ… كتاب ها رو نياورديد؟!…گفتم نه فردا مي آرم و اون هم خيلي خونسرد و با بي رحمي كامل بهم ميگه باشه فردا كتاب ها رو بياريد و بعد مبلغتون رو بگيريد.
پ.ن: به بابا مي گم،‌داريم ميريم تهران مي خوام برم كلي چيز ميز برا خودم بخرم. البته با حقوق خودما. بابا با كلي جوانمردي مي گه پول خودت رو خرج نكن و اين حرف ها و از اون اصرار و از من انكار!!!! كه بعد از يه مدت مي بينم بابا ميگه خوب پس يه دفعه بگو هيچي نمي خري ديگه!!!…پوله بابا رو خوب خرج مي كنين ولي پولي كه خودتون در مي آرين رو ….

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

دارم مي رم افغانستان،‌دارم مي رم افغانستان! مامانم اين ها!

10 دیدگاه

  • 1. نونوش  |  2009/09/14 در 9:20 ب.ظ.

    پرینازم من خیلی از کار کردن تو اموزشگاه میترسم … اخه من حرف خورمقوی نیس بعد باهاشون دعوام میشه اگه یه انتقادی ازم بکنن :دی

  • 2. كاكتوس  |  2009/09/14 در 9:45 ب.ظ.

    پس بابات راست ميگن هيچي نخاوهي خريد .

  • 3. یاسمن  |  2009/09/15 در 4:46 ق.ظ.

    آخی پریناز آخی.ولی یادت باشه آخرش با حقوق خودت هیچی برام نخریدی.هیچی ):

  • 4. خان عمو  |  2009/09/15 در 5:18 ق.ظ.

    ای بابای… خوب/!ای بابای…باانصاف!من اصلاازت…خوشم میاد!الهی جزجیگربزنه…دشمنت!خوب شد پریناز؟دعواش کردم تا دیگه اذیتت نکنه.

  • 5. .:HoDa:.  |  2009/09/15 در 5:43 ق.ظ.

    آخی پریناز!!!
    چه سنگدلانه!!
    من که اصلاً اینطوری نیستم… یعنی پول بابام رو با احتیاط بیشتری خرج می کردم تا الان که دستم تو جیب خودمه… آخه دلم برای بابام بیشتر از خودم سوخته! 😉

  • 6. Mrs.ZigzaG  |  2009/09/15 در 5:58 ق.ظ.

    عکس جدید آی پیم رو دیدی؟ D: چه موشیه

  • 7. نونوش  |  2009/09/15 در 11:01 ق.ظ.

    پریناز عنوانه پستت خیلی مظلومانه س . هر بار که چشمم بهش میفته میخوام بوست کنم…
    قربونه دلت برم ضایع شدی با شکستنه دلت :دی

  • 8. دختره  |  2009/09/15 در 5:42 ب.ظ.

    اه چقدر بده که آدم منتظره پولی باشه و دستش نیاد و چقدر برعکسش خوبه.

  • 9. HaMeD  |  2009/09/17 در 6:56 ق.ظ.

    در تصدیق حرفهای یاسمن باید بگم تو حتی منو به شام دعوت نکردی , خریدن کادو پیشکش x-( !!!!

  • 10. خارپشت  |  2009/09/20 در 6:43 ق.ظ.

    مگه نمی خواستی تو اون آموزشگاه کار کنی؟ چه بی وجدان اند این ها . عزیزم پریناز جان این ها ضایع شدن تو نیست . این ها خودشون رو ضایع می کنن که انقدر حقیرانه فکر میکنن و انقدر حقیرانه رفتار می کنن .
    محکم ترین دل ها رو باید داشه باشی وقتی پااتو از خونه ات می ذاری بیرون و قدم می ذاری به جامعه ات .
    نمی دونم الان تهران هستین یا نه . ولی خیلی خوش اومدین به این شهر پر از دود و دم و پر از خون و خون ریزی این اواخر . تهران خیلی هم ارزش کلی خرید کردن نداره .
    ولی کیف می ده وقتی با پولی که دست رنج خودت خرید کنی برای خودت .
    چه پدر مهربونی داری پریناز…!


من در توئیتر

  • انقده بدم می آد بگم گوجه سبز. 6 years ago
  • آلوچه می خوریم!:دی 6 years ago
  • بیکار که باشی خواب بهت غلبه می کنه. 6 years ago
  • زندگی چیست؟...خواب و خواب و خواب. 6 years ago
  • تا چند وقت دگه هر کی طرفدار رئیس جمهور محترم باشه ، باید یواشکی بگه. داره خطری می شه 6 years ago

لوگو ها

جمــع دختــرونه Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: