بی موضوعی من

2009/07/28 at 4:32 ب.ظ.

وقت هایی که موضوع کم می آرم و هیچی برای نوشتن ندارم، یعنی واقعا موضوع کم آوردم و هیچی برای نوشتن ندارم. هی با خودم کلنجار میرم. سرمو به دیوار می کوبم. تو خیابون که راه میرم به در و دیوار و آدم ها با دقت هر چه تمام تر نگاه می کنم.اما هیچی جذبم نمی کنه که بخوام یه موضوع جذاب از توش در بی آرم؟!

چی بنویسم؟! مثلا خوبه بگم که ، مثلا امروز تو خیابون دو تا خانوم رو دیدم که موهاشون رو به طرز غیر قابل باوری  به  رنگ زرد درآورده  بودن و سرخاب سفیدابشون در حد لالیگا بود؟!

یا نه بیام از این بنویسم که مردم شهر ما فعلا تو خواب زمستونی به سر می برن و هالی به  هولی هستن و کنار دریا و جنگل و کوه در حال خوش گذرونی هستن؟!

یا نه بیام از این بنویسم که مثلا شهر ما به طور غیر قابل باوری شلوغ شده و برای طی یه مسیر یه ربعه باید چهل و پنج دقیقه تو راه باشی؟!

یا نهههههههههه!!!!یه چیز از همه مهمتر اینکه بیام بنویسم از این که ماها شپش داریم و جایی که معاونین وزرا و نماینده هاشون تو اونجا هستن کسی به غیر از افراد خاص خودشون حق ورود به اون مکان ها رو ندارن؟!

ای بابا! این ها که نشد موضوع!!!!!

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

باز هم جوگیر میشویم، اما از نوعی دیگر!!! آتیش سوزی


من در توئیتر

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

لوگو ها

جمــع دختــرونه Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: