نوشته‌های دسته‌بندی شده در ‘بازي’

بازی

بازی این روزای وبلاگستان اینه که باید حدس بزنیم و بگیم که 5 نفر از دوستای وبلاگیمون تو 5 سال آینده در چه وضعیت و حال و روزی هستن؟!

من هم شروع می کنم:
خانوم زیگزاگ و آقای زیپ: ازدواج کردن. دارن سی سی و بچه هاش رو بزرگ می کنن. زیگزاگ داره آخرای فوق لیسانسشو می خونه و آقای زیپ هم یه شغل دولتی داره!!!!. همچنان وبلاگشون رو می نویسن و اون آرم سیاه و سبز رو هم برداشتن از اون بالا . آخه ….
ویولت: روند بهبود بیماریش خیلی بیشتر از پیش سریع و تند شده، آخه داروی درمان بیماری ام اس به طور کامل کشف شده. همچنان با امید هستش و عشقش هم روز به روز نسبت بهش زیاد تر می شه. داره تو مسابقه ی عکاسی شرکت می کنه . فیلمنامش تموم شده و فیلمش هم ساخته شده. شر آدمای مزاحم وبلاگش هم کم شده چرا که …
تارای بی پروا: تارا داره دکترا می گیره. دیگه وبلاگ نداره.عوضش سایت داره. همچنان می نویسه و سایتش تو دویچه وله مقام کسب می کنه. 2 ساله با رضا ازدواج کرده و سر خونه زندگی خودشونن. یه بار اومده رشت و همدیگه رو دیدیم.
ماه مون: برای همیشه به انزلی نقل مکان کردن. یه دختر خانومه خوشگل و چش و ابرو مشکی هم هر جا می ره دنبالشه. نوشته هاش رو چاپ کرده و به من هم یه دونش رو تقدیم کرده.
عالیه: نقاش و مترجم بزرگی شده. خودش یه دارالترجمه باز کرده. یه ساله ازدواج کرده . با شوهرش داره دنباله کارای اقامتشون برای آلمان می رن و می آن . بهشون قول دادن که تا 2 ماه آینده درس شه.


این از پیشگویی من:))) …حالا شماها شروع کنین.

2010/05/15 at 10:32 ق.ظ. 12 دیدگاه

هر چی

اول از همه بگم که به هیچ وجه سال 88 رو نفهمیدم. اصلا نفهمیدم که کی اومد وکی به آخرش رسید. درگیری پشت درگیری.

و اونهم نه درگیری شخصی بلکه درگیری اجتماعی.

بعد هم اینکه امیدوارم سال 89 ای که در حال اومدنه به خشمناکی اون ببری که قراره بیاد نباشه و جای یه ببر خشمگین یه ببر قدرتمند و تنومند داشته باشیم که با هیچ بادی نلرزه و به اون چه می خوایم برسونه ما رو البته نه با خشونت.

بعد هم اینکه آوامین عزیزم من رو به بازی دعوت کرده که تو این آخر سالی فک کنم خوب باشه.

بهترین روز سال 88: روز 22 خرداد ماه، روزی که فک می کردم همه چیزای بد در حال تموم شدنه .
بهترین هدیه ی سال 88: : روز تولدم ، زمانیکه بابام برام گوشیم رو عوض کرد.

بهترین سفر سال: مسافرت آنچنانی نبودش. رفتیم چالوس و برای اولین بار تلکابین سوار شدم. یه بار دیگه هم که اومدنم به تهران بود به مناسبت جشن بانوان وبلاگ نویس و دیدن دوستای وبلاگیم.
بهترین کتاب سال: چیز خاصی یادم نمی آدش. یعنی آخه زیاد کتابخون نیستم و بیشتر از اونی که کتاب خون باشم ، فیلم می بینم.
بهترین دوست سال:: به هیچ وجه نمی تونم اسم ببرم چون اگه بخوام اسماشون رو بگم یه دنیا می شه .
بهترین کار سال: این بود که شدم عضو اوریف لیم و یه پولی هر چند خیلی کم به دست می آرم.
بهترین غذای سال: سوسیس بلغاری( البته اخیرا کشفش کردم).
بهترین فیلم سال: :
Match Point,سنگسار ثریا، کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد.

بهترین پست سال::
لینک
بهترین درس سال:
یاد گرفتم تا زمانی که به هیچی دست پیدا نکردم دل خوش نکنم. در راستای بهترین روز سال

بهترین آرزوی سال: همه ی مردم کشورم و از دعای اون ها من و خونوادم به آرامش و رفاه و آزادی که لایقش هستیم برسیم.

از هر کسی که این جا رو می خونه چه وبلاگ دار و چه بی وبلاگ می خوام که اگه دلشون خواست این بازی رو انجام بدن. چه اینجا چه تو وبلاگ خودشون.

2010/03/20 at 11:39 ق.ظ. 8 دیدگاه


من در توئیتر

  • انقده بدم می آد بگم گوجه سبز. 1 year ago
  • آلوچه می خوریم!:دی 1 year ago
  • بیکار که باشی خواب بهت غلبه می کنه. 1 year ago
  • زندگی چیست؟...خواب و خواب و خواب. 1 year ago
  • تا چند وقت دگه هر کی طرفدار رئیس جمهور محترم باشه ، باید یواشکی بگه. داره خطری می شه 1 year ago

دسته‌ها

لوگو ها

جمــع دختــرونه Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.